محمد مفيد مستوفى بافقى
336
جامع مفيدى ( فارسى )
به آب ديده دست از خويش شسته * ز كنج فقر گنج فيض جسته زده بر هردو عالم پشت پايى * ز خود بيگانه با حق آشنايى افادت و فضيلت دستگاه مولانا محمد محسن مصلايى در فنون علوم و كمالات كمال مرتبه و درجه يافت و به نوشتن خطوط خط نسخ بر مرقومات خوشنويسان عراق و فارس كشيده ، از لطافت صورت و اعتدال مزاج او استدلال خوبى توان كرد و از ذهن كاملش دلالت دانش فهم توان نمود . سقيم مزاجان كند فهم كه به تربيت آن فاضل سر ارادت گذرانند ، اگرچه طبع ايشان از نهج اعتدال منحرف گشته باشد به نظر تربيت و تازيانهء تعليم او در اندك زمان به مرتبهء كمال رسند . چه از اثر تربيت آنجناب سنگ خاره ياقوت فرحافزاى و لعل آبدار دلگشاى تواند شد ، چنانچه اكابر اشاره به آن نمودهاند ، شعر : از تربيت است كاب گوهر گردد * خون در تن نافه مشك اذفر گردد وان آهن تيره روى بىقيمت را * اكسير چو تربيت كند زر گردد مؤسس مبانى فضايل و سالك مسالك كمال شهابا مولانا عبد اللها آن جناب ولد اكبر ارشد مولانا محمد محسن است كه [ 261 الف ] به انواع آداب محلى گشته و با اصناف فضايل و كمالات آراسته ، چنانچه بزرگان فرمودهاند : بيت ندارد پدر هيچ بايستهتر * ز فرزند شايسته شايستهتر و الحق در معرفت كمالات گنجى است گوهرافشان و به فنون فضايل بحرى است بيكران و در تحرير نمودن خط ثلث و نسخ « صيرفى » دوران . ( 1 ) - اصل : نتواند ( ! )